دیجیتال مارکتینگ

ریبرندینگ چیست و چه اصولی دارد؟

در این مقاله به شما خواهیم آموخت که ریبرندینگ چیست و برای بازسازی برند میبایست چه کار هایی انجام دهید, تا انتهای این مقاله همراه ما باشید.

برند سازی
فعالیتی است که با وجود دشواری های مخصوص، برای هر برندی مخصوصا در ابتدای کار ضرورت دارد. در این فرآیند یک برند نام خود را مطرح می کند، هویت و ماهیت خود را به سایرین نشان می دهد و سعی می کند دیدگاه خاصی در ذهن مخاطبان از خود بسازد. اما اگر در پروسه برندسازی به اهداف مورد نظر نرسیم چه می شود؟ اگر دیدگاه مخاطبان درباره برند شما آن چیزی نباشد که خواهان آن هستید باید چه کرد؟ در چنین شرایطی، ریبرندینگ Rebranding چاره کار خواهد بود.

این که یک برند نیاز به شناسایی مجدد خود به مخاطبانش داشته باشد یا بخواهد تصویر خود را در ذهن مردم به روز رسانی کند اتفاق پیچیده و عجیب و غریبی نیست که به ندرت رخ دهد. بسیاری از برندها و کسب و کارها دچار این مسئله می شوند و برای حل این مشکل باید فرایند ریبرندینگ را در پیش بگیرند.

اگر شما صاحب یک برند یا یک کسب و کار خاص، مخصوصا کسب و کار اینترنتی هستید لازم است که با مفهوم ریبرندینگ و اصول آن آشنایی کاملی داشته باشید. بدانید که برای این کار باید چه اصولی را رعایت کنید؛ از چه اشتباهاتی پرهیز کنید و چه اهدافی در این مسیر برای خود در نظر بگیرید. هم چنین شاید مایل باشید مواردی از ریبرندینگ را به عنوان نمونه بشناسید تا با عمق بیشتری این مفهوم را درک کنید.

در ادامه این مطلب تلاش می شود به سوالاتی که ممکن است در این زمینه وجود داشته باشد پاسخی مناسب و جامع داده شود.

ریبرندینگ چیست و چه معنایی دارد؟

کلمه ریبرندینگ rebranding از دو واژه re و branding تشکیل شده و به معنی «بازسازی برند» است. همان طور که از معنای این کلمه می توان استنباط کرد، ریبرندینگ به معنی ایجاد تغییرات در ظاهر و شکل برند یا حس مخاطبان نسبت به برند است و این کار با این هدف انجام می شود که نسبت به رقبای حیطه کاری خود متمایز و متفاوت باشید.

هنگامی که ذهنیت مخاطبان نسبت به برند ما آن چیزی نیست که در ابتدا به دنبالش بوده ایم –که ممکن است علت این امر مشکل در فرایند برندسازی خودمان بوده باشد- ریبرندینگ یک راه حل کارساز است. هم چنین زمانی که در دیدگاه اکثر مردم و مخاطبان برند ما به عنوان یک برند کهنه و قدیمی شناسایی می شود و دیگر آن جذابیت و شادابی اولیه را ندارد نیز می توان به فرایند بازسازی برند اندیشید.

به طور کلی برند شامل موارد مختلفی می شود که مربوط به یک کسب و کار است؛ از رنگ و طراحی بصری گرفته تا شعارها و کمپین ها؛ از نوع و شیوه ارتباط یک کسب و کار با مشتریان و مخاطبان خود تا حسی که آن کسب و کار و محصولاتش به سایر افراد منتقل می کند. همه این ها در زیر مجموعه مفهوم برند قرار می گیرند. بنابراین برند به طور کلی تمام آن تصویر و مفهوم ذهنی است که در ذهن مخاطبان شکل می گیرد.

حتما بخوانید :  چگونه یک کمپین تبلیغاتی خوب و تاثیرگذار راه اندازی کنیم؟

با داشتن چنین تعریفی از برند، ریبرندینگ را می توان این گونه تعریف کرد: ریبرندینگ مجموعه اقدامات و فعالیت هایی است که شامل تغییر عناصر و المان های بصری (مثلا رنگ و طراحی لوگو) و پیام ها و شعارها (مانند ارزش ها و استراتژی ها) می شود. این فعالیت ها و اقدامات با هدف بهتر کردن و بهبود بخشیدن تصویر و مفهوم ذهنی برند در میان مخاطبان انجام می شود تا در نهایت به برتری در رقابت با رقیبان منجر شود.

حال این سوال پیش می آید که اصلا چرا یک برند نیاز به ریبرندینگ پیدا می کند؟ این نیاز چه زمانی بروز پیدا می کند؟

چرا باید ریبرندینگ کنیم ؟
چرا باید ریبرندینگ کنیم ؟

دلایل ریبرندینگ در کسب و کارها

دلایل مختلفی را می توان برای نیاز یک کسب و کار به ریبرندینگ عنوان کرد. از کهنه و قدیمی بودن برند گرفته تا ایجاد تنوع و نوآوری و ناموفق بودن استراتژی های برندینگ پیشین و… اما در اینجا به عوامل مادر و اساسی اشاره می کنیم که موجب می شوند یک کسب و کار به بازسازی برند نیاز پیدا کند:

  • ضعف در برندسازی اولیه

این مشکلی است که برای بسیاری از کسب و کارها، مخصوصا کسب و کارهای خرده پا و استارتاپ ها پیش می آید. در ابتدای کار که یک کسب و کار نیاز به منابعی برای رشد و گسترش دارد و تمرکز خود را بر روی رشد سریع یا یافتن سرمایه یا جبران هر چه سریع تر زیان ها گذاشته، توجه زیادی به برندینگ نمی شود.

معمولا در ابتدای کار دغدغه اصلی تولید محصولات کاربردی با کیفیت، پیدا کردن مشتری، یافتن سرمایه و سرمایه گذار و موارد این چنینی است. طراحی و کیفیت لوگو و نام از اولویت های صاحبان کسب و کار نیست و همین باعث می شود در ابتدای کار صاحبان آن کسب و کار به یک طراحی و لوگوی ساده و نه چندان با کیفیت راضی بشوند.

در چنین شرایطی اگر کسب و کار بعد از مدتی رشد کند و گسترش یابد، آن گاه ممکن است نیاز به داشتن یک برند جذاب تر و گیراتر بیش از پیش بروز یابد. هم چنین بسیاری اوقات اتفاقاتی می افتاد که قابل پیش بینی نبوده اند و نمی شده برای آن ها برنامه ریزی کرد. یا این که اوضاع به گونه ای ناگهانی به شکلی دیگر پیش رفته و نیاز به تغییر برند ایجاد می شود. این یک امر معمول است که کسب و کارهایی که کار خود را به حداقل ها و به شکل کوچک و محدود شروع می کنند، نیازمند بازسازی برند بشوند.

  • تغییر محصولات یا مدل بازاریابی و فروش

یکی دیگر از دلایلی که باعث می شود یک کسب و کار به بازسازی برند احساس نیاز پیدا کند، تغییراتی است که در محصولات و شیوه بازاریابی آن ها رخ می دهد. این نیز یک امر معمول است؛ چرا که هیچ شرکتی قرار نیست از ابتدا همان محصولاتی را تولید کند که از ابتدا تولید می کرده. یا این که ممکن است شرکت بخواهد شیوه بازاریابی و فروش و جذب مخاطبی بهتری را به اجرا در آورد. این تغییرات در درون ساختار یک کسب و کار امری غیرمعمولی نیست.

بنابراین در چنین شرایطی نیز ممکن است بازسازی برند یک ضرورت به حساب بباید. در این صورت لازم است که برند متناسب با تغییراتی که در محصولات یا روش جذب مشتری و بازاریابی به وجود آمده، تغییر کند و با آن ها هماهنگ شود.

  • تغییرات خارج از کسب و کار

جهان همیشه در حال تغییر و بروز شدن است. این تغییرات به خصوص در دهه های اخیر و با توجه به رشد روز افزون فضای مجازی و ارتباطات و پیشرفت تکنولوژی سرعت گفت انگیزی پیا کرده است؛ به نحوی که ممکن است یک محصول برای چند ماه محبوب باشد و بعد به سرعت جای خود را به یک محصول دیگر بدهد و رقابت را به او واگذار کند.

حتما بخوانید :  دیجیتال مارکتینگ چیست - 0 تا 360 درجه ابعاد دیجیتال

در چنین شرایطی همه کسب و کارها نیز محکوم به این هستند که همگام و متناسب با تغییرات خارجی تغییر کنند و خود را به روز رسانی کنند. در غیر این صورت آن کسب و کار محکوم به نابودی خواهد بود. همین موضوع موجب نیاز به ریبرندینگ و اجرای پروسه بازسازی برند می شود.

بسیاری اوقات شرکت ها و کسب و کارها به دلیل هماهنگ شدن با تغییرات روز، جذاب تر کردن برند خود برای مخاطبان و همراهی با ترندها و سوژه های محبوب و داغ اقدام به ریبرندینگ می کنند؛ حتی گاهی اوقات این بازسازی برند تنها محدود به ایجاد تغییراتی در ظاهر (طراحی و هویت بصری) برند یا شعارهای آن می شود.

با توجه به تغییرات سریع و وسیعی که امروزه در جهان روی می دهد، هیچ بعید نیست یک نوع طراحی به سرعت جذابیت و محبوبیت خود را از دست داده و به عنوان یک طراحی قدیمی و نه چندان محبوب تبدیل شود. یا این که یک شعار دیگر آن جذابیت قبلی را برای مخاطبان نداشته باشد. بنابراین در چنین وضعیتی صاحبان کسب و کار باید به فکر همگام ساختن خود با آخرین تغییرات و سلیقه جدیدتر مخاطبان خود باشند و به اصطلاح «پوست بیندازند».

برای ریبرندینگ باید چه اصولی را رعایت کرد؟

مانند هر فعالیت دیگری در دنیای کسب و کار، برای بازسازی برند نیز باید از قوانین مشخصی تبعیت و اصول خاصی را رعایت کرد. در ادامه به چند مورد از مهم ترین اصولی که باید در ریبرندینگ در نظر گرفت اشاره می کنیم.

  • شناسایی مجدد و بررسی بازار هدف و مخاطبان هدف

یکی از اصلی ترین اصولی که باید در بازسازی برند لحاظ کرد آن است که مخاطبان هدف و بازار هدف محصول خود را مجددا بشناسید. هر چه قدر این شناسایی مجدد دقیق تر باشد و تصویر نهایی حاصل از آن مشخص تر و دقیق تر باشد، بازسازی برند بهتر انجام خواهد شد.

مردم در طول زمان تغییر می کنند؛ سلیقه جدیدی پیدا می کنند و چیزهایی را دوست خواهند داشت که پیش از این برایشان جذابیتی نداشته. از سوی دیگر ممکن است چیزهایی که قبلا برایشان جذابیت داشته اکنون مانند قبل نباشد. باید این تغییرات را به خوبی شناسایی کرد چرا که اساس کار ریبرندینگ همین است: تغییر بر اساس سلیقه و تغییرات مخاطبان. پس از این کار شما برای شروع فرایند بازسازی آمادگی لازم را خواهید داشت.

  • تعریف و تعیین مجدد ارزش ها، اهداف و استراتژی ها

ارزش هایی که کسب و کار شما در راستایشان فعالیت می کند چیست؟ کسب و کار شما چه کاری را انجام می دهد؟ هدف از انجام آن کار چیست و آن کار به چه شیوه ای انجام می شود؟ این ها سوالات اساسی هستند که صاحب هر کسب و کاری باید به خوبی پاسخ آن را بداند.

در فرایند بازسازی برند مطرح کردن این سوال به هر چه بهتر انجام شدن این فرایند کمک شایانی می کند. برای انجام ریبرندینگ به شیوه ای مناسب و موفقیت آمیز، شما باید به خوبی بر چشم اندازهای کسب و کار واقف باشید؛ بدانید که ارزش ها، به عنوان علت فعالیت کسب و کارتان، چه چیزهایی هستند و آیا در حال حاضر این ارزش ها برای مخاطبان شما نیز ارزشمند هستند یا خیر.

  • بازنگری در شعارهای برند

یکی دیگر از اقداماتی که در بازسازی برند باید مورد توجه قرارداد، بررسی مجدد شعارهای برند است. گاهی لازم است شعار به روز رسانی شود و تغییر کند. این امر مخصوصا زمانی بیشتر نمود پیدا می کند که کسب و کار و شرکت قصد داشته باشد در محصول خود یا شیوه ی بازاریابی و جذب مشتری خود تغییر ایجاد کند. در این صورت تغییر شعار یک کار هوشمندانه به حساب می آید.

حتما بخوانید :  پست مهمان - روشی برای بهبود جایگاه سئوی سایت

البته ذکر این نکته خالی از لطف نیست که گاهی نگه داشته شعارهای قدیمی کار اشتباهی نیست و در این موارد تغییر شعار ضروری نیست. مخصوصا اگر آن شعار با نام و هویت برند شما عجین شده باشد و هر کسی با شنیدن آن شعار به یاد برند شما بیفتد. این گونه شعارها خود نیز بخشی از ماهیت یک برند به حساب می آیند. یک نمونه برای این مورد شرکت ورزشی Nike است که سال های طولانی است با جمله معروف just do it شناخته می شود؛ به نحوی که با شنیدن این جمله اولین چیزی که در ذهن انسان تداعی می شود، برند نایک و تصویر آن است.

  • بازسازی ماهیت و هویت بصری یک برند

در بازسازی برند، بسیاری اوقات لازم است تا هویت و ماهیت برند را از نو بسازید. این کار می تواند شامل بازسازی و طراحی مجدد لوگوی برند باشد. شما می توانید نقاط قوت و ضعف لوگو فعلی برند خود را بشناسید و به دقت آن ها را تجزیه و تحلیل کنید. سپس ضمن حفظ نقاط قوت و مفاهیم اساسی موجود در لوگو خود نسبت به رفع نقاط ضعف اقدام کنید و یک لوگو جدیدتر و مدرن تر طراحی کنید. این کاری است که بسیاری از شرکت ها و کسب و کارهای بزرگ دنیا نیز در طول سالیان مختلف انجام داده اند. یک نمونه خوب در این زمینه شرکت بزرگ و معروف اپل Apple است که چندین بار لوگوی خود را ضمن حفظ مفهوم و طراحی اولیه به روز کرده است.

  • داشتن یک بیان دقیق

بهترین شیوه برای معرفی یک کسب و کار، ایجاد ذهنیت مطلوب در مخاطب و همراه کردن او با برند، داستان گویی است. بیان داستان و شیوه این کار، تاثیر بسیار پررنگی بر روی موفقیت یا عدم موفقیت برند دارد. داستانی که یک برند تعریف می کند باید ارزش های برجسته و نقاط قوت و مزیت های آن برند را به خوبی و به شکلی روشن و واضح برای مخاطب مشخص کند و در نهایت آن تصویر ذهنی مطلوب را ایجاد نماید.

داستان، چرایی به وجود آمدن و فعالیت برند را مشخص می کند، فلسفه و نقاط قوت و مزیت های یک برند را به مخاطب معرفی می کند و او را متقاعد به همراهی با خود می کند. در فرایند بازسازی برند باید به این موضوع توجه ویژه ای داشت و داستان را به بهترین شکل بیان کرد تا مخاطب درگیر آن داستان شود.

یکی از نمونه های عالی ریبرندینگ مک دونالد است. مک دونالد از آغاز تا کنون بارها لوگوی خود را تغییر داده است و در کنار آن بخش های رستوران های خود را نیز گسترش بخشیده. مثلا برای جذب بیشتر خانواده هایی که کودک داشتند، مک دونالد نسبت به ایجاد فضای بازی کودک در برخی شعبه ها اقدام کرد. البته برخی از اقدامات مک دونالد در ریبرندینگ با شکست روبرو شده است؛ مانند استفاده از یک عروسک تبلیغاتی به نام Happy که به جای جذب کودکان و مشتریان، با انتقاداتی مبنی بر مسخره و ترسناک بودن آن عروسک روبرو شد. مک دونالد همیشه نسبت به بازخوردهای اقدامات خود حساس بوده و به همین دلیل اقدامات ناموفقش را به سرعت برطرف و جبران کرده است.

نمایش بیشتر

امیر حسین برمچ

تنها دو چیز میتونم راجب خودم بگم اینکه عاشق سئو هستم و دیجیتال مارکتینگ :)))

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن